حقوق خصوصی
هنر استدلال
|
|
استدلال جاوید...(گزیده ای از کتاب جری اسپنس) - با پروراندن استدلال اصلی خود,به آنچه می خواهیم ,خواهیم رسید. - سوالات اصلی و بنیادی:همیشه قبل از تهیه استدلال ,پرسشهای اصلی زیر را از خود به عمل می آوریم: - چه می خواهم؟ - استدلال اصلی ای که موضوع را پشتبانی می کند,چیست؟ - چرا باید به آنچه می خواهیم دست یابیم؟واقعیات,دلایل و حقا نیتی که استدلال ما را توجیه و تایید می کند کدامند؟و بالا خره.... - چه داستانی می تواند به بهترین شکلی تمام استدلالات فوق را نمایش دهد؟ *به روی کاغذ اوردن استدلال به ما کمک می کند که آنچه را که می دانیم کشف کنیم. * آنگاه که قلم در دست گرفته و می نویسیم احتمال بروز فکری نو و بدیع بیشتر از زمانی وجود دارد که در گوشه ای نشسته و فقط می اندیشیم. ()انتخاب پیام:حالا که استدلالات خود را نوشته ایم و رئوس آن را مشخص کرده ایم ,دوباره آن را مرور می کنیم ,در ترتیب و توالی آن دوباره بیندیشیم و آن را اصلاح نمائیم .دور لغات کلیدی آن با قلم قرمز خط بکشیم و آنگاه عبارت و یا تغییراتی را که می تواند چکیده و بیانگر روح مطلب باشد ,بر روی کاغذ آوریم و آن را پیام استدلال بنامیم. پیام استدلال فرض و نهاد استدلال ما را تائید می کند. - مزاح ومطایبه مثل شمشیر دو لبه ای است که اگر به موقع از نیام بیرون نیاید می تواند آثار خطرناکی در پی داشته باشد. - وقتی دارم آماده می شوم حالی شبیه کودکی را دارم که هرگز از بازی کردن خسته نمی شود و به دنبال لذت بیشتر و بیشتر از بازی است.کودکی را می مانم که شش دنگ حواسش به بازی است,سرشار از شادی , هیجان , کنجکاوی و سرمست از پرواز در اوج پیروزی و غرور مثل پرندگان آسمان . - مطالعه کنید ,بیاموزید, با آن زندگی کنید و بالاخره آن را آماده کنید. - افکار را به روی کاغذ بیاورید و ببینید که با قلم در دست گرفتن چگونه افکاری نو از اعماق پر رمز و راز وجودتان بیرون می جهد.فقط در آن زمان است که خواهید دید استثنایی ترین و شگرفترین انسان تاریخ کسی نیست جز خود شما. - حرکت موزون دست ها, صدای آمرانه,متقاعد کننده و آهنگ دار. - به خدا آدم پر خوری نیستم ,فقط غذا را خیلی دوست دارم. - فعلها و تصاویر ,نمایش آفرین و هیجان انگیزند. - از کلمات تو خالی و تعابیر غیر ملموس چیز کمی عاید شنونده و خواننده می کند, بپرهیزید. - چرا که اگر من نتوانم همدردی کنم ,نخواهم توانست همدردی هیچ کس دیگر را جلب کنم. - در درون بیشتر قضات,منطق سرد و بیجانی نهفته است که اغلب با سنگر گرفتن در پشت دیوار های خشک قانون ,پیوند خود را با انسانها بریده است. - عشق قدرت است. - تفاهم قدرت است. - احساس قدرت است. - ترفند ارائه ی استدلال محکم و قوی ,رها کردن و کنار گذاشتن هر نوع ترفند و حیله ای است؛چاره احساس کردن است و بس. - برای احساس کردن باید خطا پذیر باشیم ,خطر درد, درد ما. - "مثل این بود که نیرویی مرموز و قریحه ای نا شناخته تمام وجودم را در اختیار خود گرفته , من را کنار زده ,خود واژه ها را برگزیده,و به مدافعات من جهت بخشیده است". - "کم کم دریافتم که این واژه ها نیستند که مفاهیم را بر دوش خود حمل می کنند و به دیگران می رساند ,بلکه این صداها ,زیر و بمهای صوت,سکوت ها و مکثها,حالات چهره ,زبان نگاه و در یک کلام تمام وجود انسان است که نقش اصلی و تعیین کننده را در رساندن پیام او ایفا می کند. حالت جری تو یکی از دادگاهها:مردی را که در عین سادگی و بی پیرایگی ,عرق ریزان , مضطرب و از نفس افتاده اظهارات نهایی خود را در دفاع از موکلش بر زبان می آورد. - استدلال زنده نیز که از دلی زنده و ضمیری با روح هستی یافته است, اثر و داغ خود را خواه ناخواه بر جان شنونده اش می نشاند. - استدلال جادویی پرشی است در اعماق درون خود. - در قفای هر پیروزی ترسی نهفته است. ترس,همیشه قفس شکن و آزادی ساز است. نوشته شده توسط سید محمد رفیع زاده | لینک ثابت | موضوع: |
خدا سبز است و تمام بندگانش را هم سبز آفرید
نگو که خدا مگه جسم داره که رنگ داشته باشه که ازت دلخور می شم... آرزو می کنم همیشه سبز باشید سبز سبز سبز نوشته شده توسط سید محمد رفیع زاده | لینک ثابت | موضوع: |
تقدیم به خدا خدای قصه ام شهوت پرست است-۱ ،،،،برای این همیشه مست مست است تمام لحظـــه ها بی مطــرب و مـــی،،،،،خدایم مســتِ از جــام الست است-۲ تمـــــام عمر بت ها را شکســتیم ،،،،،،ولی گویی خدایم بت پرست است-۳ خدا در لحظه های عشق جاریست،،،،،خدا دیوانه ی چشمان مست است-۴ خدا مجنون چشـــمان بشـــر شد-۵،،،،برای گفتن عشق واژه پست است درون واژه هــایم کیــــست حیران ،،،،،،خدا بالاتر از معنای هست است نمی دانـــــم ولی این را بــدانید ،،،،،،،خدای قصه ام شهوت پرست است سلام،به قول یکی از دوستام بعضی وقتها انقدر شعر های سنگین می گم که باید دو صفحه براش معنا بنویسم یا باید حتما خودم باشم و معناش کنم ۱-اشاره به حدیث قدسی داره که خدا فرمود:« اگر بندگان من بدانند که من چقدر مشتاقم آنها به سوی من برگردند هر آئینه جان می دهند».که حکایت کننده عشق بی حد و اندازه ی خدا ست به بندگانش. ۲-اشاره به پیمانی که خداوند از آدمی گرفت:«آیا من پروردگار شما نیستم؟» و انسان ها فرمودند«بله» از زمانی که خدا بلی انسان راشنید تا ابد از این جواب مست است. ۳-خدا می فرماید:همه ی جهان را برای تو انسان خلق کردم و تو را برای خودم...خدا در عین حال که معشوق آدمیان است عاشق او نیز هست. ۴-*الله الجمیل و یحب الجمال*(خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد).چشمان مست اشاره ای به زیبایست. ۵-وقتی خدا در خلق و زیبایی آن نگریست فرمود:*فتبارک الله الحسن الخالقین ****در مجموع هم می خواستم بگم توی کلمات شعر من حیران نشید و تعجب نکنید خدا بالاتر از این حرف هاست. نگفتم دو صفحه باید معنا کرد...
نوشته شده توسط سید محمد رفیع زاده | لینک ثابت | موضوع: |
لب تشنه ام از سپیده آبم بدهید جامی ز زلال آفتابم بدهید من پرسش سوزان حسینم یاران با حنجره ی عشق جوابم بدهید نوشته شده توسط سید محمد رفیع زاده | لینک ثابت | موضوع: |
|
|